close
مجتمع فنی تهران
دانلود رمان عاشقانه پازل

دنیای دانلود کتاب، رمان،مقاله وپروژه

کلیک کنید تا ببینید

               
           

کلیک کنید فقط

               
           

کلیک کنید وبخرید




کلیک کنید

CashOClick, 
earn money by visiting websites

دانلود رمان عاشقانه پازل


برای دانلود فایل پی دی اف روی Download کلیک کنید

 

راهنمای دانلود:برای دانلود رایگان پس از باز شدن صفحه دانلود روی دانلود کم سرعت کلیک کنید

وصبر کنید تا 30 ثانیه تمام شود سپس روی لینک دانلود کلیک کنید وبعد دانلود فایل را بزنید


کفش هامو درمیارم و میگیرم دستم و شروع میکنم موازی خط ساحل قدم زدن نرمی شن ها رو لابه لای انگشتام…خیسی و خنکی لذت بخش آب رو تا روی ساق پاهامنوازش نسیم فرح بخش بهاری رو روی گونه هام و درخشش انوار طلایی خورشید رو پشت پلک چشمام حس میکنم و به این همه حس و حال خوب ، لبخند میزنم. چشمامو میبندم ،سرمو میگیرم بالا و شش هامو از یه نفس هوای تازه ی دریا پر میکنم و با پلک های بسته به صدای زیبای امواج دریا گوش میسپارم…سعی میکنم با تمام وجود طعم خوش زندگی رو حس کنم… آروم آروم میشم
خیره میشم به اون دورها…به اونجا که هیچ مرزی بین دریا و آسمون نیست..به اونجا که آبی دریا و آسمون تو هم محو شدن .یاد حرفش میفتم”میشه دریایی شد…حتی، میشه آسمونی شد…فقط باید دل رو زد به دریا… ”
لبخند? رو لب هام پر رنگ و پررنگ تر میشه.همیشه یادآوری او و حرفاش یه حس خوب و دوستداشتنی مهمون قلبم میکنه.نفس راحتی میکشم و خنکی آب رو اینبار تا ساق پاهام حس میکنم
کف دریا، انگشتامو غلغلک میکنه و لبخند? رولب هامو پهن تر.روی تخته سنگی میشینم و به خلیج همیشه فارس خیره میشم..به زلال آب…به پرتو نور خورشید رو سطح امواج…. عاشق قشمم و این پارک ساحلی

زیباش… عاشق همه آرامشی هستم که الان دارم و عاشق خدایی که این لحظه های آرامشبخش رو به من هدیه داده برمیگردم عقب و خیره خیره نگاهش میکنم و ادامه میدم
-و عاشق مردی که دلم رو با حس قشنگ دوست داشتن آشنا کرد
خم میشم و نوک انگشتمو آروم آروم میکشم روی سطح شن ها .به خودم که میام میبینم بی اختیار اسمشو روی شن های ساحل حک کردم… نگاهم میچرخه و روی چهره آروم علیرضا ثابت میشه . خیره شده به دور دست ها… انگار او هم هوس کرده توی این غروب زیبای بهاری خاطره هاشو مرور کنه

 



[ چهارشنبه 12 فروردين 1394 ] [ 0:31 ] [ @ ]

[ نظرات () ]